خرید بک لینک
یک خاطره از شهید علی صیّاد شیرازییک خاطره از شهید علی صیّاد شیرازیدر اواخر بهار و تابستان سال 1374 که در لباس مقدّس سربازی خدمت میxadکردم؛ پستxadهای محلّ خدمت ما، اغلب جلو بست پادگان ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و ستاد کل نیروهای

برچسب: نویسنده: پرهام رستمی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:46

سالهای اول که برای خدمت به حرم رفته بودم، در یکی از مناسبت های مذهبی که زایران زیادی به حرم مشرف شده بودند؛ زایری از من خواست که نخی از لباس خدمت خود را به عنوان تبرک به او بدهم، من به او عرض کردم: نخ لباس که ارزشی ندارد. او نیز پاسخ داد: از کجا میدانی!؟ من خواستم از کت خود، نخی پیدا کنم و آن را کنده و به او بدهم. اما نه نخی مشخص پیدا کردم و نه وسیله ای برای کندن. خیلی ناراحت شدم که چنین حرفی به او گفتم و نتوانستم برایش کاری انجام دهم.

برچسب: نویسنده: پرهام رستمی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 3:46

صفحه بندی